آخر قصه!

(پیشاپیش اگه این پست عکس نداره معذرت میخوام چون هنوز دفاعم تموم نشده یکم بحث امنیتش هست !عینک)

بالاخره تموم شد! پروژمو میگم. البته هنوز دفاعم مونده که به امید خدا شنبه انجامش می دم. قرار نبود پروژه من این شکلی تموم بشه، اصلا قرار نبود این قدر طولانی بشه. استادم اولش فقط ازم خواست یه مدل خیلی ساده برای بدنه پلتفرم جدید بر اساس فایل ابر نقاطی که داشتیم طراحی کنم. گفت همینو بدم و یه تحلیل کوچولو (2 بعدی) کنارش انجام بدم و تمام!قهر

پروژمو از اواخر اسفند شروع کردم، حداقل خوشحال بودم کاری که انجام میدم به یه گروه یا یه سری دیگه کمک میکنه و اونها هم بعدنا از چیزی که من طراحی می کنم استفاده می کنند. اولین مدلسازی  رو با یه روش سخت! (و البته اشتباهخنثی ) انجام دادم، علتشم این بود که اون موقع بلد نبودم ابر نقاط و سطح رو همزمان تو یه فایل اجرا کنم که طراحیم مستقیما روی ابر نقاط باشه ( چون تو روش اشتباه قبلیم اول میرفتم از ابر نقاط اسکچ میگرفتم بعد اسکچ هارو با هزار بدبختی میاوردم تو محیط سطح، این وسط اسکچ ها ممکن بود خیلی تغییر کنند و طبیعتا یک مقدار خطا توی کار ایجاد می شد) به هر حال با همین روش تونستم تا قبل عید کار رو تموم کنم. نهایتا چیزی که بدست آوردم یه مقدار اختلاف داشت با چیزی که قرار بود بشه. و استادم گفت توی عید برم طرح رو دقیق تر کنم.

از این مدل کَد برای جا یابی استفاده میشه یعنی اینکه مثلا برای قرار گرفتن صندلی جلو و عقب و داشبورد و غیره چقدر جا هست و هرکدوم کجا باید قرار بگیرند و ..

بار دوم ولی مدلسازی رو با یه روش دیگه انجام دادم، اینبار مستقیما روی ابر نقاط سطح می کشیدم. کار نهایی خیلی دقیق شد و بعضی جاها سطح و ابر نقاز کامل یکی شده بودند. عینکاز خود راضی

مدلسازیم (به ظاهر ) اوایل عید تموم شد، از اون موقع به بعد شروع کردیم به مدلسازی خیلی ساده و دو بعدی و تحلیل خمش و پیچش...

همین خودش تا آخر عید طول کشید چون من باید میرفتم مقطع در میاوردم از فایل ابر نقاط بعد ممان اینرسی هاش رو بدست میاوردم (کتیا خودش راحت میده نیاز به محاسبه نیست) بعد میاوردم و به مدل سه بعدیم که از المان های beam  یا تیر تشکیل شده نسبت می دادم. 

حالا اینجا خیلی ساده دارم نتیجه رو می نویسم ولی واسه همین من اولش با المان shell مدلسازی کردم، بعد عددهایی که به دست می آوردم عجیب غریب بودن، خود محاسبه سفتی پیچشی یه سال منو پیر کرد!!نیشخند چون طبق تئوریش شما نمیتونید از صلبیت پیچشی عادی استفاده کنید بلکه باید صلبیت رو منعطف (flexible) فرض کنید!گریه  

من باز هم نتیجه ای که گرفتم عجیب غریب بود ، در واقع تو خود کتاب هم نیومده همه ی اتصالات رو منعطف فرض کنه بلکه فقط پنل های کناری رو منعطف فرض کرد و عددی که اون به دست میاورد با عددی که من با روشم بدست میاوردم تفاوت داشت. خلاصه ما هم فقط همون ساید رو منعطف گرفتیم و این مشکل حل شد.

مشکل بعدی این بود که اتصالات رو باید منعطف می گرفتم ( هرچند که آخرش فهمیدم خیلی تاثیرش کمه این قضیه تو جواب نهایی). این مشکل رو هم استادم بهم گفت و حل شد در مجموع!

اینم بگم که من از 13 روز عید به جرئت 8 روز رو با استادم تلفنی مکالمه کردم و ازش سوال پرسیدم اون بنده خدا هم انصافا کمک میکرد. (البته هربار که زنگ میزدم کار جدید بهم میداد انجام بدم.)

 خلاصه اینکه تا آخر عید کارم تموم شد ولی چشمتون روز بد نبینه استاد من دوتا مقاله دید که رفتن بدنه خودرو رو کامل تحلیل کردن!

هیچی ازون موقع به بعد پروژه من شد تحلیل چهار تا مدل ساده شده خودرو که کاری که تو عید انجام داده بودم فقط یکیشون بود! 

دومیش شبیه همین مدل بود منتها ا قسمت عقبی یا quarter panel  خودرو رو هم بصورت سطح (بجای beam ) داشت.

مشکل بعدی که واقعا توان هیچگونه پیشرفتی نگذاشته بود، مشکل مش خوردن قطعه تو آباکوس بود. (من تحلیلامو با آباکوس انجام میدم) یعنی تقریبا جون به لب میشدم تا یه ران بگیرم.

بعد از عید پروژه رو یکم کمتر کار کردم چون درس باید میخوندم و خودش یه داستانی بود، همزمان یکسری کارها مثل اصلاح مدل کَد و غیره رو انجام میدادم.

رسید به خرداد و امتحانا ، بعدش دوباره کار رو باید شروع میکردم.

من اونموقع امیدم صفر مطلق بود! می دونی چرا ؟ چون از قید گذاری تو آباکوس میترسیدم. تو فرض کن بخوای بدنه رو ببری تو آباکوس. اون مدلی که من قرار بود تحلیل کنم چهار تا بخش داشت!

1- پوسته بیرونی

2-پوسته درونی

3- اسکلت بدنه

4-مدل سه بعدی شده beam

این چهار تا لایه باید به هم به روش درستی متصل می شدن ، خودِ متصل کردن اجزای بدنه به هم (مثلا سپر جلو به ریل جلو یا تقوییتی ها به کف خودرو) یه مساله دیگه بود

مشکل بعدی این بود که مورد اول یعنی پوسته درونی موقع شروع به کار من اصلا وجود نداشت! یعنی کسی طراحیش نکرده بود! چون یه تیم از دانشجوهای ارشد همزمان با من مدلسازی دقیق تر بدنه رو انجام میدادند و مثلا همون یک چهارم انتخایی بدنه رو من از اینا گرفتم (جالبه استادم اولش میگفت خودت بشین طراحیش کن! انگار مثلا برم بغالی دوتا نون بگیرمنیشخند)

با همه این مشکلات کارو شروع کردم. نشستم یه procedure برای کارایی که باید به نوبت انجام بدم نوشتم چون خیلی سردرگم بودم !

مشکل مش زنی تو آباکوس با نرم افزار hypermesh حل شد! این نرم افزار معجزه کرد در یک کلام ! فایل های سنگین سطح رو به راحتی به مش تبدیل میکرد و خیلی راحت میتونستید تو آباکوس تحلیل کنید.

البته همینجا یه مساله بود که بعضی از سطح ها خوب مش نمیخوردن و باید تغییرات توشون انجام میشد که نهایتا همین کار رو کردم.

مشکل پوسته درونی هم حل شد! خودم یه پوسته ساده شده طراحی کردم و استادم هم تاییدش کرد.

سختی قید دادن هم با فایل مش خوبی که داشتم آسون شد! با اینکه آباکوس اذیت میکرد ولی در نهایت کار رو انجام دادم و تونستم ران بگیرم.

مدلهای بعدی رو هم (که ساده تر از این یکی بودند) به همین ترتیب سرهم کردم و ران گرفتم.

مشکل شرایط مرزی هم که یه دو هفته ای درگیرش بودم نهایتا با یکم اینور اونو رفع شد!

و الان فکر میکنم بتونم دفاع کنم! عددایی که بدست آوردم بدک نیستن ولی واقعا نمیدونم درست رفتم یا نه! بهر حال امیدوارم درست باشند!چشمک

نتیجه اخلاقی: نا امیدی را خدا گردن زده!ماچ

توضیحاتیول:

مش mesh : نرم افزار های تحلیل نیرو و جا به جایی و غیره مثل آباکوس برای تحلیل یه جسم اونرو به تکه های خیلی کوچتر گسسته سازی میکنند تا بتونند حل عددی انجام بدن.

Shell: سطح رو تو آباکوس با این المان مش بندی میکنند.

/ 0 نظر / 15 بازدید