اول آذر 93

بعد از مدتها بالاخره تونستم فرصتی برای آپ پیدا کنم. میخوام یکم در مورد وضعیت الانم بنویسم یعنی ترم اول شریف.

کم کم دارم به اینجا عادت میکنم. دیگه تنها نیستم مثل اون اولا. بهم 10 واحد پیشنیاز خورده که 9 تاش تو معدل تاثیر نداره و فقط باید پاس کنیمش. استاد راهنمامم مشخص شده . واسه من دونفر هستند چون یکیشون از گروه غیر گرایشمه.

این چند روزو بشدت دنبال کارای فارغ التحصیلی نهاییم (!) هستم. امروز رفتم سفارش گالینگور شدن پایان ناممو دادم. گفتم سه نسخه بزنن واسه خودم، استاد راهنما و کتابخونه. از نظر فرمت کاری خیلی به قالب پایبند نبودم که امیدوارم بهم گیر ندن! فردا می خوام برم تحویل بگیرمشون. از خیلی سبزم زنگ زدن گفتن کار هست که اونجا هم باید برم تازه! 

برگردیم به شریف. اینجا استادا کلی تکلیف میدن . تقریبا همه درسا اینجوریه . شریف یه خوبیه که داره جو درسخونشه . بچه ها سر کلاس مسخره بازی در نمیارن، کتابخونه مرکزیش صدای بال مگس هم شنیده میشه از بس دانشجوهاش ساکتند (مقایسه کنید با علموص که آخرا میرفتم تو کتابخونش سیگار میکشیدند!!) یه چیزی که آزارم میده اینجا این کسایی هستن که سهمیه رتبه اولی با رتبه های داغون اینجا قبول شدند. خیلی حرص آدم در میاد! نه اینکه ضعیف باشنا ولی احساس میکنم ....اصلن بگذریم!

کلاس خوشنویسی لاتین هم ثبت نام کردم، تا الان شده دو جلسه. مرکب و قلم و اینچیزا رو از نفسی گرفتم. هر هفته تقریبا میتونم دوبار نفسی رو ببینم (که خیلی کمه!) ولی میدونم حتما درک میکنه تو چه شرایطی هستم.

وبلاگ دکتر اعلم تقریبا 9 ماهه آپ نشده، سیر نزولیش از وقتی ازدواج کرد شروع شد! به تدریج همینجور کمتر پست گذاشت تا اینکه الان نه ماهه هیچی جدید ننوشته! استاد راهنمام میگن از رفقای اعلمه! 

/ 0 نظر / 20 بازدید